حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
457
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
خراب كرده است . و همچنين كويند كه : جون عمر خطّاب أمر كرد بمساحت و پيمودن مساحت سواد ، جريبهآىء آن سى و شش هزار هزار درهم بودند ، و بهر جريبى از كندم چهار درهم بنهاد ، و از جو دو درهم ، و از نخلستان هشت درهم ، و از انكورستان و رطاب « 6 » شش درهم ، و بر شصّد هزار آدمى از اهل ذمّت جزيه بنهاد و شعبى « 7 » كويد كه : عثمان بن حنيف « 8 » از براى عمر خطّاب سواد را مساحت كرد ، و بپيمود ، سى و شش هزار جريب بود ، و بهر جريب يك درهم و يك قفيز وضع كرد ، و تعيين نمود . و شعبى كويد كه : سبب وضع كردن عمر خراج را بر زمينها ، آن بود كه مذهب « 9 » خراج بعينه ، همجو مذهب اجارت و كرايتست ، كوئيا كه هر يك جريب بيكسال بيكدرهم و يك قفيز بكرايه و اجاره داده است ، و از آن جمله نخلستان و درختستان بيرون كرد ، تا آنكاه كه خرما و ميوه برسيد ، بعد از آن خراج بر آن نهاد . جه هر كاه كه نرسيده باشد ، خراج
--> ميلاد برپا شد . نام آن برگرفته از ( باب ايلى ) يا ( بابيلم ) به معناى دروازه خدايان مىباشد . امروزه ويرانههاى آن در 5 كيلومترى شمال شهر حلّه و 95 كيلومترى جنوب بغداد قرار دارد . ( 6 ) . خرماى نيمه رسيده را رطب گويند . ( 7 ) . الشّعبى ( به فتح شين معجمة و سكون عين مهملة ) : عامر بن شراحيل كوفى ، از بزرگان علماى اهل سنت ، كه او را به فقاهت و وثاقت ستودهاند ، و او را ابن عباس زمان خود خواندهاند ، گرچه او به خاطر دشمنى با اهل البيت عليهم السلام نزد اماميه مذموم و مطعون است . مرگ او در سال 104 ه در كوفه بود . ( 8 ) . عثمان بن حنيف بن واهب انصارى ، يكى از صحابه خوشنام ، كه امير المومنين عليه السلام او را والى بصره نمود ، و هنگام آمدن طلحه و زبير با آنان به مخالفت برخاست ، و با آنان جنگيد ، برادر ديگر او نيز همزمان والى مدينه بود . ذهبى در « سير اعلام النبلاء ج 2 / 320 » به پيمودن سرزمين سواد و مساحت بردارى از آن در زمان عمر خطاب اشاره كرده است . ( 9 ) . مقصود حقيقت و واقع مفهوم دو عنوان است .